جنگ های ایران وروسیه(قسمت5)
جنگ های ایران وروسیه(قسمت5)
شنبه 22 اسفند 1394 ساعت 8:12 | بازدید : 358 | نویسنده : A.H.H&A.M.M | ( نظرات )

بخش پنجم

 

شورش های داخلی خانها و نقش مخرب آنان بر جبهه های جنگ 

فتحعلی شاه نیز از همان آغاز شعله ور قدرت طلبی حریفان و مدعیان توانست بر سریر قدرت بنشیند. ساختار اقتصادی – سیاسی فئودالیته ایرانِ عصر قاجار که بازمانده قرون گذشت بود،سبب گشت تا خانها ،شاهزادگان و سرداران متعدد در گوشه به گوشه ایران هریک در حیطه فرمانروایی کوچک خاص خود خرده درباری را بوجود آورند و قوای مسلح محلی را زیر نظر داشته باشند.

این مجموعه همیشه بعنوان یک قوه گریز از مرکزیت بویژه در زمان مرگ پادشاهان بزرگ نمود پیدا می کردند.چنین عملکردهای مخرب گاه زمانی در عرصه جامعه فرصت ابراز وجود می یافتند که ناخواسته نقش ستون پنجم دشمن را نیز ایفا می کردند.از جمله در شرایطی که وحدت و یکپارچگی ملی عامل اصلی حفظ خطوط مقدم جبهه های جنگ علیه روسها بحساب می آمد،شورش خانها باعث تضعیف جبهه و پشت جبهه های جنگ می گشت و پیکره وحدت را خدشه دار می نمود.

شورشها هم برای دربار و هم برای سرداران بزرگ ارتش ایجاد دغدغه و مشکل می نمود . آنها گاهی مجبور می شدند بخشی از نیروهای رزمی خود را از صحنه های نبرد جدا کرده به مراکز شورش منتقل می نمودند . و یا سپاهیانی را که باید در نقش نیروی ذخیره و پشتیبانی در صحنه نبرد استفاده شود ، در مراکز اغتشاش از وجودشان برای سرکوب استفاده میشد.متاسفانه این شورش ها و  وضعیت «خان خانی» هرگز پایانی نداشت و با شکست ایران در برابر روس ها و تحقیر افکار عمومی،زمینه را برای بهره برداری خانها مساعدتر نیز کرده بود.

 

 

60bs-myrz.jpg

 

thumb_60bs-myrz-dr-jng-yrn-w-rwsyh.pngthumb_Abbas_Mirza_28Hermitage29~0.jpeg

 

عباس میرزا

قائله هرات و مرگ عباس میرزا

منطقه هرات در افغانستان از سالها پیش یکی از مراکز عصیان و تمرد محسوب می شد.بویژه شاهزاده محمد ولی میرزا حاکم خراسان مداوماً بر آتش اختلافات با خانهای این ناحیه می دمید و عرصه را به شدت بر آنها تنگ کرده بود.پس از شکست در برابر روس ها و اغتشاشات نواحی خراسان ، فتحعلی شاه مجبور شد محمد ولی میرزا را خلع و پسردیگرش شجاع السطلنه (حسنعلی میرزا) را به حکومت خراسان بگمارد.در پی این تحولات اندک زمانی بعد افغانها به رهبری فتیح (فتح) خان شرایط را برای اعلام استقلال مناسب دیدند و غوغایی پربا نمودند .

شجاع السلطنه از طرف پدر ماموریت سرکوبی آنها را به عهده گرفت.وی نخست به مشهد آمد،در آنجا خانهای بزرگ منطقه با قشونهای تحت امر خود به او پیوستند سپس به سوی هرات روانه گردیدند. فتیح خان نیز با سپاهی به استعداد 40 هزار نفر در نزدیکی کوسویه آماده نبرد شده بود.شجاع السطنه  بنه و آغروق را در باط کافر قلعه قرار داد و به همراه 10 هزار سواره و  پیاده به سمت فتیح خان رهسپار شدند. او لشکریان خود را به پنج قسمت تقسیم نمود و هر قسمت را به سرداری سپرد .پیاده نظام استرابادی در مقدمه لشکر،حاکم سمنان به همراهقشون سمنانی در سمت چپ ، سواره کرد و قراچورلو با پیادگان دامغانی و سمنانی و سواران مافی و قشون خراسان نیز در مرکز سپاه قرار گرفت .

جنگی سخت آغاز شد ، با غرش توپ ها و شلیک تفنگها که از دود باروت آنان آسمان میدان جنگ تیره و تار گشته بود،لشکریان به هم در افتادند.جمعی از افاغنه در همان ساعت اول کشته یا اسیر گشتند،عده ای بسیار به سوی سبزوار گریختند.اما لشکریان خراسان تا 30 فرسنگ آنها را تعقیب نمودند.

فتح خان پس از این شکست به پسر محمد شاه افغان پناه برد ، وی مدتی بعد به امر فتحعلی شاه دستگیر و از دو چشم محروم گردید.پس از وی برادرانش به خونخواهی برخاستند ولی آنان هم کاری از پیش نبردند و عاقبت در سال 1242 ه.ق سلسله افغانهای درانی در کابل و قندهار مضمحل شدند.در طی سالهای آخر جنگهای منطقه هرات ، عباس میرزا نیز مدتی را به آرام نمودن افاغنه پرداخت و توانست تا یک سال قبل از مرگش (1249 ه.ق) به آن نواحی سر و سامانی بدهد،ولی اجل به او بیش از این مهلت نداد و در مشهد به سن 47 سالگی درگذشت . پس از مرگ وی فتحعلی شاه هم دوامی نیاورد و در سال بعد به سن 68 سالگی جهان رو بدرود گفت.

 

 

220px-Gardane_Jaubert_Jouanin.jpge3d8d668e36308ba42dae33d0979f66d.jpg

 

 
ژنرال گاردان در دربار فتحعلی شاه 1808
 

سپاه ایران در عصر فتحعلی شاه

 

ارتش ایران هر چند در زمان شاه عباس اول صفوی گروهی از صاحب منصبان نظام اروپایی (برادران شرلی) را مدتی در اختیار داشت ،ولی پس از مرگ شاه عباس تا قبل از ورود هیئت های نظامی فرانسوی و انگلیسی در عهد فتحعلی شاه ، دیگر نه اصلاحاتی به خود دید و نه افسران و کارشناسان نظامی و اروپایی را به صورت گروهی برای بهره وری از دانش و فن آنان بکارگرفت .این ارتش هنوز (عهد فتحعلی شاه) بر اصول و سازمان ایلیاتی گذشته استوار بود.

ژنرال گاردان رئیس هیات نظامی فرانسویها در ایران درباره رسته های ارتش چنین گزارش کرده است : «1- پیاده نظام 60 هزار سرباز دارد که چندان بکار نمی آیند. اسلحه آنها خیلی سنگین است.پیادگان آذربایجانی و عراقی تفنگهای فیتله ای دارند،این تفنگها را بسیار بد سوار کرده اند 2- افراد سواره نظام هرکدام اسبشان را خود می آورند و هر ایل باید مقداری سوار بدهد.آنها حدود 140 هزار نفر می شوند که اسلحه شان تفنگ،نیزه و سپر است.تفنگ هی آنها بسیار بلند و قطرسپرهایشان 45 سانت است 3- توپخانه که دارای 2500 توپچی است. توپ های آنها از نوع روسی می باشد .

زنبورک ها هم بر شتر سوار می شوند .در موقعه جنگ افراد سوار تحت هیچ نظمی نیستند و هم قسم میباشند چهار نعل بدون هیچ ترتیبی به دشمن حمله کنند.اگر دشمن ایستادگی کند،با نظمی تمام چهار نعفل به عقب می نشینند و از عقب تیر می اندازند.افراد اسبان خود را نعل تخت نمی زنند و هرکس هم باید قیمت نعل اسب خویش را از کیسه خودش بدهد.چون تهیه انبار علیق رایج نیست فقط در موقع رویش علف به خارج می روند و در اواخر تابستان و اوایل پائیز به شهر بر می گردند.»

فابویه در کتاب خود می نویسد : «سواره نظام ایران قابل تعلیم نظامی هستند به شرط آنکه به آنها انضباط و امکانت و تجهیزات داده شود.ولی پیاده نظام دسته هایی مردم ولگردند که حتی فرماندهانشان هم اسمشان را نمی دانند. ارتش ایران فاقد توپخانه (درستی) است . چند توپی هم که قبل از مانده کاملاً بی ارزش هستند.نوعی توپ (سبک) وجود دارد که به آن زنبورک می گویند.زنبورک ها دارای لوله بسیار کوتاه و گلوله های کوچک هستند که حدود 250 گرم وزن دارند .آنها را بر پشت شتر یا استر بار می کنند.افراد توپخانه سپاه ایران شامل 150 نفر آدم های بی معلومات می باشند.

ژوبر در سفرنامه خود چنین  می نگارد : «مخارج ارتش ایران در موقع حرکت لشکریان عموماً با ایلاتی است که از آنجا عبور می کنند.ناظر خرجها و مباشرین قشون باید قبضی بدهند که مشخصص کننده مقدار  آذوقه مصرف شده است که به کدخداهای دهات و کلانترها می دهند تا از میزان مالیات کسر شود.ولی غالباً این امر صورت نمیگیرد  ظلم مضاعف بر مردم و روستاها می شود.

 

CamelGun.jpg

 

 
توپخانه زنبورک که در دوره اصلاحات عباس میرزا نقش خود را از دست داده بود و دیگر به ندرت از آن استفاده می شد
 

سپاهیان روزانه بین 6 تا 12 فرسخ راهپیمایی دارند . آقا محمد خان سواره نظام خود را 15 روزه از تهران به تفلیس برد.قبل از حرکت صاحب منصبان جلوتر رفته و آذوقه و علیق و محل توقف لکشر را معین می کنند و چادرها را برپا می دارند.

ارتش ایران غالباً پیش قراول و کشیکچی ندارد (؟) و گاه با شبیخون و حملات غافلگیر می شوند.نظم خاصی در ارتش ایران حاکم نیست.سربازان قبل از پیروزی به غنیمت جنگی وابستگی دارند.در ایران سربازخانه ،بیمارستان نظامی و مخازنی برای نگهداری آذوقه قشون نیست.افراد از محل حقوق کلیه احتیاجات خود را تامیین می کنند.»

روش احضار و تعلیم سربازان که برحسب اتفاق صورت می گرفت مانع از  بوجود آمدن قوایی بود که بتواند در برابر فشار مهاجمان بیگانه پایداری کند.اسامی سربازان عشایری که باید به خدمت سربازی مشغول شوند با اسامی پدران و سایر خصوصیات خانوادگی آنان در دفترخانه ای که واقع در مقر حکومت بود ثبت می شد.

ارتش ایران اگر میخواست در برابر قوای روسی مقاومت کند باید در مورد قوای نظامی خود قائل به تجدید نظر باشند و برای اینکار احتیاج به تمرکز بیشتری بود.با این همه هرگز مسئله پرداخت حقوق افراد قشون منظم مورد توجه شاه و ولیعهد قرار نگرفت . چون راه حل این مشکل را نمی دانستند هرچه در طریق اصلاح قشون قدم بر می داشتند به جائی نمی رسیدند.هیئت ها و مربیان متعدد نظامی استخدام کردند و زمانی که عباس میرزا در آذربایجان بود فرمانی برای سرباز گیری از تمام نقاط آذربایجان صادر کردو مقرر شد که مزد،ساز و برگ ، لباس و سایر احتیاجات سربازان از محل وجوه دیوانی تامین شود.اما در عمل حکومت قاجار نتوانست قشونی به سبک جدیدتر تربیت و مجهز کند .قشون ارتش ایران ترکیبی از سربازان گارد سلطنتی شاه بود که روسای عشایر و دیگران آماده می کردند و به همه سپاهیان زمین واگذار می شد.

 

 

Livebridge~0.jpg

صحنه ای از نبردهای جنگ اول ایران و روس موسوم به "پل انسانی" جایی که 293  سرباز روس توانستند هجوم 20000 سرباز ایرانی را به مدت 2 هفته سدکنند. در این  نقاشی سربازان روس از بدنهایشان پلی درست کرده اند تا دو قبضه توپ را از خندقی عبور دهند.

همانطوری شرح ارتش ایران در دوره فتحعلی شاه را در این نوشتار مطالعه کردید ، ارتش ایران در زمان فتحعلی شاه وضع مطلوبی نداشت.تغییر در وضعیت جهانی از زمان صفویه به این سو و وزیدن نسیم این تغییرات به طرف ایران ، رشد علم و صنعت در اروپا از جمله توسعۀ صنعت تسلیحات (بویژه آتشباری) ، گسترش ارتباطات دیپلماتیک،سفرهیات ها و مقامات عالیرتبه کشوری و لشکری ایران به خارج و مهمتر از همه دو دوره جنگهای بین ایران و روس نقاط ضعف ارتش سنتی ایران دربرابر ارتش صنعتی و مدرن روسیه بطور آشکار نشان داد، همه و همه سبب گردید تا دولتمردان و بعضی از صاحب منصبان نظامی ایران را به فکر تغییر و تحول و مدرنیزه کردن ارتش بیندازد.

مثلاً در سال 1244 ه.ق (1828 میلادی) هیاتی از ایران به ریاست شاهزاده خسرو میرزا به روسیه رفت که میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) هم آنان را همراهی می کرد.آنها از موسسات علمی،کارخانه ها ، مراکز صنایع نظامی ، مدرسه نظام و سایر تاسیسات روسیه بازدید کردند . در شهر تول از کارخانه بزرگ اسلحه بازدید دقیق به عمل آوردند . میرزا مصطفی افشار منشی هیئت در این بار چنین نگاشته است :«کاشکی دولت ایران چند نفر از جوانان کاردیده را برای تعلیم به این کارخانه ها (صنایع نظامی) می فرستاند که به خرج کم و زمان اندک تحصیل انواع صنایع می کردند».

 

در راس اصلاح طلبان ارتش باید از عباس میرزای ولیعهد و سرفرماندهی کل سپاه ایران در جبهه های جنگ با روسها نام برد.آذربایجان و مقر حکومت او تبریز نیز پایگاه اصلی اصلاحات و تحولات محسوب می گردید.در طی جنگهای ایران و روسیه به خاطر به خدمت گرفتن هیاتهای نظامی خارجی از جمله فرانسوی و سپس انگلیسی و احداث کارخانجات اسلحه سازی ، باروت سازی و توپ ریزی ، آذربایجان و تبریز را مرکز تمام حوادث نظامی و سیاسی ایران کرده بود.علاوه بر آن مذاکرات نظامی و سیاسی با ژنرال ها و سیاستمدران روس ، فرانسه و انگلیس باعث نفوذ و قدرت عباس میرزا و شهرت ایالت (استان) تحت فرمانروایی وی شده بود.

 

گرایش عباس میرزا و افسران عالیرتبه تحت فرمان او به اصلاحات بر کسی پوشیده نیست.به طوری که ولیعهد قاجار تئوری و عمل را باهم میخواست.پس خود به تیراندازی با تفنگ و اجرای مواد نظامنامه پیاده نظام ارتش فرانسه پرداخت و به کمک افسران وابسته به سفارت فرانسه مدتی به مطالعه و مانور پیاده نظام و توپخانه پرداخت.وی به بررسی جزئیات ساختمان سربازخانه ها ، زراد خانه ها و کارگاههای اسلحه سازی و باروت کوبی ،توپریزی ایجاد انضباط و تغییر در لباس نظامیان علاقهمند و مٌصر بود.او همیشه بر خلاف شاهزادگان دیگر به جای لباس و جواهر از پدر توپ ، تفنگ ، باروت و سرب تقاضا داشت.

 

در دوره فتحعلی شاه علاوه بر استفاده از وجود افسران فرانسوی و انگلیسی در این دوره ، سعی نیز شده بود با اعزام دانشجو به خارج ، از دانش فنی آنان در مورد تکنیک و تکنولوژی رو به گسترش صنایع نظامی بهره ببرند از جمله در سال 1230 ه.ق هیئت حاکمه ، مخصوصا قائم مقام 5 نفر را برای بدست آوردن تجربیات به همراه دارسی به انگلستان فرستاد که یکی از آنها میرزا رضا (سلطان توپخانه) بود.

 

 

متاسفانه با وجود استفاده از تمام این عوامل و امکانات که تاثیرات کوتاه مدت ، مفید و مثبتی نیز بر ساختار اولیه ارتش ایران به جای نهاد ، عواملی هم سبب شد تا مانع از اجرای اصلاحات و تحولات عمیق در سازمان ارتش شود.اهم این عوامل عبارت بودند از :


 

-         اصطکاکها و رقابت های سیاسی – نظامی بین دولت های بیگانه که به نوبت در خدمت صاحب منصبان نظامی ایران قرار می گرفتند،ولی به خاطر رقابت ها و دسیسه های گوناگون بلافاصله حذف می شدند.

-         ثابت ماندن ساختار اقتصادی – اجتماعی (فورماسیون) قومی و عشیره ای در ایران که بر فلسفه وجودی خانها و خصلت محافظه کاری آنها استوار بود.خصوصیات نیروهای مسلح ایلاتی جنین جوامعی به تبع از آن مشمول نابسامانیها و بی انضباطی ها می شد.

-         حسادت و رقابت بین شاهزادگان قاجار با عباس میرزا . تعداد این شاهزادگان به حدی بود که رضا قلی هدایت مورخ این زمان ، فتحعلی شاه را « 50 شاهزاده لشکرکش و سلطان 50 هزار سوار دشمن کش» نامیده است.

-         مقاومت و مخالفت بخش سنتی ، قدیمی ارتش ایران در برابر تحولات و مدرنیزاسیون سپاه که گاهی منافع و مقام آنها را به طور جدی در معرض خطر قرار می داد.بویژ آنکه تعدادی از آنها سرطایفه ها و فرماندهان بخشهائی از سپاه (سربازان عشایری) بودند.

-         تفاوت فرهنگی مخصوصا در امر زبان که کار افراد هیاتهای نظامی خارجی را با وجود تعدادی مترجم در امر تعلیم به فرماندهان ایرانی با دشواری مواجه می ساخت.

-         ترس کشورهای بیگانه از عاقبت و نتایج مساعدتهای نظامی آنها که بزودی سپاه ایران را تبدیل به وزنه ای قدرتمند می کرد.تقویت و تجهیز ارتش ایران مخصوصاً یگانهای آتشباری مثل توپخانه و تفنگچیان تازمانی برای آنها معقول پسندیده می آمد که در برابر رقیب آنها بتوانند سد و عامل بازدارنده محسوب شوند.در غیر این صورت یک ارتش مدرن ایرانی درناحیه حساس موجب عدم تعادل در موازنه قوا می گردید.واحدهای منظم و تجهیز شده ارتش ایران خطی برای مرزهای طولانی روسها محسوب می گشتند و برای انگلیسی ها خطر آفرین برای مستعمره آنان یعنی هندوستان به حساب می آمدند.بدین خاطر عوامل هر دو دولت پنهان و آشکار مخالف توسعه اصلاحات بودند و تمام تعلیمات و اقدامات هیاتهای فرانسوی را زیر ذربین نگاهای خود داشتند.اتفاقاً حوادث سیاسی –نظامی چند دهه آخر حکومت قاجار این امر را به اثبات رساند و صحه بر صدق احتیاط کاری آنان نهاد.

ادامه دارد ....

 



موضوعات مرتبط: تاریخ کشورما(ایران) , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست










می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نویسندگان
نظر سنجی

ایا وبلاگ ما شیسته سایت شدن را دارد؟

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان 2WEB و آدرس 2web.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 67
:: کل نظرات : 6

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 5
:: بازدید ماه : 3
:: بازدید سال : 342
:: بازدید کلی : 15308